کتاب الأمثله

مشخصات کتاب

عنوان و نام پدیدآور : کتاب الأمثله/ میر سید شریف علی جرجانی

توضیح : کتاب «الامثله»، تألیف میر سید شریف جرجانی، کتابی است پیرامون علم صرف. این رساله که بسیار مختصر است، شامل یک دوره کامل صرف افعال عربی می باشد.این کتاب، به زبان فارسی قدیم بوده و نثر آن، متفاوت با نثر امروزی است.مؤلف، در چند صفحه به طور خلاصه، مشتقات مصدر؛ یعنی صیغه های ماضی، مضارع، اسم فاعل، اسم مفعول، امر، نهی، جحد، نفی و استفهام را بیان کرده است.

این کتاب در ضمن مجموعه «جامع المقدمات» می باشد.

کتاب الامثله

بسم الله الرحمن الرحیم

بدانکه مصدر اصل کلام است واز وی نه وجه بازمی گردد : ماضی ، مستقبل ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، امر ، نهی ، جحد ، نفی واستفهام.

واز ماضی چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را بود. وآن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : ضرب ، ضربا ، ضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : ضربت ضربتا ، ضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : ضربت ، ضربتما ، ضربتم ، وآن سه که مؤنّث را بود : ضربت ، ضربتما ، ضربتنّ ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : ضربت ، ضربنا.

واز مستقبل نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : یضرب ، یضربان ، یضربون ، وآن سه که مؤنّث را بود : تضرب ، تضربان ،

«صفحه 1»

یضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : تضرب ، تضربان ، تضربون وآن سه که مؤنّث را بود : تضربین ، تضربان ، تضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : أضرب ، نضرب.

واز اسم فاعل شش وجه بازمی گردد : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : ضارب ، ضاربان ، ضاربون ، وآن سه که مؤنّث را بود : ضاربه ، ضاربتان ، ضاربات.

واز اسم مفعول نیز شش وجه بازمی گردد : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : مضروب ، مضروبان ، مضروبون ، وآن سه که مؤنّث را بود : مضروبه ، مضروبتان ، مضروبات.

واز فعل امر نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لیضرب ، لیضربا ، لیضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : لتضرب ، لتضربا ، لیضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکر را بود : اضرب ، اضربا ، اضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : اضربی ، اضربا ، اضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : لأضرب ، لنضرب.

واز نهی نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لا یضرب ، لا یضربا ، لا یضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : لا تضرب ، لا تضربا ، لا یضربن. وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث

«صفحه 2»

را ، آن سه که مذکّر را بود : لا تضرب ، لا تضربا ، لا تضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : لا تضربی ، لا تضربا ، لا تضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : لا أضرب ، لا نضرب.

واز جحد نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لم یضرب ، لم یضربا ، لم یضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : لم تضرب ، لم تضربا ، لم یضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لم تضرب ، لم تضربا ، لم تضربوا ، وآن سه که مؤنّث را بود : لم تضربی ، لم تضربا ، لم تضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : لم أضرب ، لم نضرب.

واز نفی نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لا یضرب ، لا یضربان ، لا یضربون ، وآن سه که مؤنّث را بود : لا تضرب ، لا تضربان ، لا یضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : لا تضرب ، لا تضربان ، لا تضربون ، وآن سه که مؤنّث را بود : لا تضربین ، لا تضربان ، لا تضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : لا أضرب ، لا نضرب.

واز استفهام نیز چهارده وجه بازمی گردد : شش مغایب را بود وشش مخاطب را ودو حکایت نفس متکلّم را ، آن شش که مغایب را

«صفحه 3»

بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : هل یضرب ، هل یضربان ، هل یضربون. وآن سه که مؤنّث را بود : هل تضرب ، هل تضربان ، هل یضربن ، وآن شش که مخاطب را بود : سه مذکّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود : هل تضرب ، هل تضربان ، هل تضربون ، وآن سه که مؤنّث را بود : هل تضربین ، هل تضربان ، هل تضربن ، وآن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : هل أضرب ، هل نضرب.

«صفحه 4»