روضه امام حسین به نفس حاج حسن شالبافان
همه عُمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی *حسین جان!…* به عشقِ تو هرکس که منسوب شد اگر بد بود عاقبت خوب شد غمت حاصلِ زندگانی من به راه تو طی شد جوانی من من از ریزه خوارانِ خوانِ تواَم اگر چه بدم میهمان تواَم من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام *این شب و روزا، شب و روزای مناجاتِ، آقای ما ابی عبدالله هم داشت مناجات می کرد، یه وقت لحنِ مناجاتش عوض شد، دیدن هی میگه: “يا غياثَ المُسْتغيثين” یهو دید رویِ سینه اش سنگین شد…* همه منتظرن مادرش برسه کاش
