روضه امام حسین به نفس سید رضا نریمانی
شب وداعه و غمِ وداعت آتیش به قلب مادرت میزنه امون از اون لحظه که خواهرت گفت: لحظۀ زیر گلو بوسیدنه اینجا لباشُ رو گلوت گذاشت و به جای زهرا مادرت، بوسه زد زمین نفس نفس میزد وقتی که نفس زنون به سمتِ گودال اومد گودی گودالی که از نیزه و شمشیر و تیر و سنگ، شد لبالب رو حنجرت نشسته بعدِ خنجر لرزشِ بوسه هایِ گرم زینب یه جای سالم تو تنت نمونده میگفت الهی که برات بمیرم مقطع الاعضا! پاشو کاری کن پاشو دارم میرم! ببین اسیرم دارن به گریه های خواهر تو شمر و سنان و حرمله
